أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

354

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 26 ) . كاليدرها ، نسخهء فارسى : كالندهار . ( 27 ) . هلاوش ، مه‌يرهوف ( غافقى ، 181 ، ص 367 ، يادداشت 3 ) حدس مىزند كه اين ممكن است آوانويسى تحريف‌شدهء hilamochik سانسكريت ( Dutt , Enhydra Heloncha D . C . ، 186 ) باشد . 195 . بيش موشك 1 صهاربخت مىگويد : اين موشى است كه غذايش بيش است و گوشتش در برابر بيش مقاوم است و زيانش را بر طرف مىكند اگر در وقت گردآورى بيش شكار شود . مؤلف ديگر مىگويد : پادزهر بيش 2 ، موشى است به همين نام . الترنجى مىگويد : اگر گاز بگيرد ، آب دهن و اشك [ انسان ] جارى مىشود . بشر بن معتمر مىگويد : موش بيش ، بيش خود را * دوست مىدارد بيش از سوسمار 3 خرما را الخوزى مىگويد : گياهى به نام بوحا 4 همراه با « بيش » مىرويد ، آن را همراه « بيش » از هند مىآورند . فايده‌اش همان فايده بيش موش است و آن حيوانى كوچك است كه در ريشهء بيش زندگى مىكند . ( 1 ) . نام فارسى است ، آن را به عربى فارة البيش مىنامند ، تاج العروس ، IV ، 285 ؛ I , Vullers ، 301 . ابن سينا ، 133 و بيطار ، 395 نيز از آن نام مىبرند . ( 2 ) . باذزهر البيش . ( 3 ) . ضب ، نك . شمارهء 52 ، يادداشت 3 . ( 4 ) . نسخهء الف : بوحاتى ، نسخهء فارسى : يوحا بايد خواند بوحا قس . ابن سينا ، 133 ؛ I , Vullers ، 274 ؛ Low , Pf . ، 175 . 196 . بيقية 1 اطيوس مىگويد كه اين دانه‌اى شبيه عدس است ؛ تروتازه‌اش را به ويژه در بهار هنگام گرسنگى مىخورند . حنين مىگويد كه اين غذاى دام در شام و مصر است . ( 1 ) . از يونانى - Vicia Cracca L . يا Vicia sativa L . ؛ ابن سينا ، 108 ؛ غافقى ، 131 ؛ نيز نك . II , Low ، 490 .